دکتر رامین اسدی

دانشجوی فوق دکترای توریسم

آنچه در پی می آید، بررسی موضوعی تحت عنوان سمپوزیوم و جایگاه آن در سیستم آموزشی در قالب یک درس می باشد؛ موضوع بسیار مهم و حساسی که متاسفانه نقش و جایگاه کمرنگی در آموزش کاربردی دارد. این مقاله درصدد است به نقاط قوت و ضعف این درس، چگونگی ارائه آن توسط اساتید، نقش آن در چگونگی تبدیل نظریات علمی به عمل و انتقال تجربیات در عرصه های کسب و کار بپردازد.

سمپوزیوم به معنی مجمعی که هدفش مباحث فلسفی و علمی باشد و یا مجمعی که در آن اشخاص مختلف راجع به موضوعی واحد، مقالاتی ارائه یا سخنرانی هایی ایراد نمایند، تعریف می شود. همچنین فرهنگ معین در توصیف سمپوزیوم می نویسد: "جمعیتی که به مباحثات دوستانه فلسفی و علمی می پردازد؛ انجمنی که در آن افراد راجع به موضوعی واحد به بحث و گفتگو می پردازند؛ محفل علمی."

هیچ تردیدی وجود ندارد که دانشجویان، صرفاً با گذراندن چند سال دروس نظری در رشته ای خاص ماهر و زبر دست نخواهند شد؛ آنها معمولاً فنون مربوط به اجرایی کردن آموخته های خود را نمی آموزند و قادر به برقراری رابطه ای سودمند با عالم کسب و کار نمی باشند؛ استفاده از نظرات و تجربیات مدیران اجرایی و اساتید با سابقه تحت هر عنوان ( سمپوزیوم) علاوه بر اینکه در ارتقاء سطح معلومات دانشجویان تاثیر بسزایی خواهد داشت، فهم و درک آنها را نسبت به دروس گذرانده شده عمق و توسعه خواهد داد.

بی شک چنین درسهایی در افزایش مهارتها و نگرش های لازم برای یادگیری شیوه های تصمیم گیری و استدلال های مناسب بسیار مفید و موثر خواهند بود. دانشجویان، قضاوتهای صحیح را از اساتید می آموزند و می توانند استدلال های غلط را بشناسند و از تناقضات مخرب و سردرگم کننده ناشی از عدم درک صحیح تفکر تحلیلی بپرهیزند.

معمولاً بسیاری از دانشجویان در محیط کار و در معرض تجارب دیگران، بسرعت می آموزند ولی انگیزه کمتری برای آموختن در کلاسهای درس از خود نشان می دهند؛ اغلب جّو حاکم بر کلاس های دروس نظری به گونه ای است که حس کنجکاوی در آنها فروکش می کند و در صورت طولانی بودن مدت زمان آموزش، رفته رفته احساس خستگی به سراغشان می آید که درس سمپوزیوم در تلطیف جو حاکم نقش موثری می تواند داشته باشد.

تجربه نشان داده است انتقال تجربیات و نظریات علمی اثبات شده در عمل به طوری که برای دانشجویان قابل فهم و درک باشد بیشترین تاثیر را بر مخاطبین می گذارد و می تواند در درک صحیح مشکلترین و پیچیده ترین مسائل آنها را یاری دهد.

یکی دیگر از امتیازات درس سمپوزیوم این است که اغلب دانشجویان فرصت کافی را برای طرح اندیشه های آزاد پیدا می کنند. اساتید هم سعی می کنند برای خلق سؤال و ارائه پاسخ های کاربردی و دقیق، تلاش کنند. معمولاً موضوع های جدی و کاربردی مبتنی بر واقعیت های عالمِ کسب و کار مطرح می شود تا به پاسخی متفکرانه دست یافت و از آن طریق تفکر خلاق را در مخاطبین تحریک کرد؛ تحت این شرایط دانشجویان فقط گیرنده یک طرفه اطلاعات نیستند و به وسیلة انتقال تجربیات، بحث و گفتگو، بیشتر می آموزند.

باید پذیرفت که در کلاسهای درسِ عادی امکان آموزش نکات ریز و کلیدی عالم واقعی کسب و کار وجود ندارد. انتقال تجارب یک پیش کسوت و متخصص در زمینه ای خاص که سالها عمر خود را مصروف آموختن فنون موفقیت در کار نموده، فرصت بزرگ و بی نظیری برای آنهایی است که در ابتدای راه هستند. درواقع می توان گفت روش انتقال تجربه در درس سمپوزیوم یکی از عالی ترین و کاربردی ترین روش ها برای آموزش است که دانشجویان را خلاق و بارور بار می آورد.

سمپوزیوم یکی از مسیرهای اصلی و واقعی آموزش به حساب می آید؛ مسیری که فرصت های لازم برای شناخت هرچه بیشتر محیط و تحقیق پیرامون آن به دست می دهد. اساتید این درس دنیایی از تجربه را که حاصل اشتباهات و خطاهای گذشته خودشان و دیگران است بی دریغ دراختیار دانشجویان می گذارند.

برعکس بعضی از شیوه های آموزشی، سلامت فکری دانشجویان را به خطر می اندازد؛ به گونه ای که مخاطبین بدون اینکه قادر باشند خلاقانه بیندیشند و دست به تجزیه و تحلیل مسائل بزنند، خود را با پاسخهایی نه چندان صحیح و اغلب خالی از هرگونه پختگی مواجه می بینند و مجبور می شوند به بعضی از رویدادهای اطراف خود و محیط واقعی کسب و کار یک جانبه بنگرند. این شیوه آموزش، راه های جست و جو را که به تجربه اندوزی و آموزش صحیح و کاربردی منتهی می شود، می بندد.

انتخاب صحیح اساتید درس سمپوزیوم نیز می تواند مبنایی برای خودانگیختگی نهفته در بطن دانشجویان باشد. کشف علایق و استعدادها و همچنین برانگیختن اشتیاق طبیعی آنها از دیگر ثمرات انتخاب بجای اساتید این درس می باشد. علاوه بر این، دانشجویان به واسطه آنها، با فرصت های بی شمار آموزشی خارج از دانشگاه، در معرض بزرگترین و مهم ترین تجربه های کاری قرار می گیرند.

اصولاً اساتید، صرف نظر از روش خاصی که به کار می برند، باید چهارچوب مشخصی برای تجزیه و تحلیل ارائه دهند؛ یعنی ساختاری که توسط آن، مفهوم مسائل مطرح شده و روشهای موضوع بحث روشن شود. مطمئناً چنانکه گفته شد ارائه چنین چهارچوبی کارچندان آسانی نیست.

استادان درس سمپوزیوم در تنظیم سخنرانی ها و ارائه اطلاعات ممکن است بر چهارچوبهایی تکیه کنند که برای دانشجویان ناآشناست؛ اما ممکن است بتوانند این چهارچوبها را به دانشجویان بیاموزند. در واقع روش آموزش سنتی در دانشگاه ها در بیشتر مواقع ترکیبی از اطلاعات و مفاهیم را به دانشجویان ارائه می دهد و آنها را در تجزیه و تحلیل، اولویت بندی و سازماندهی مطالب به حال خود می گذارد؛ بنابراین، سمپوزیوم فرصت بسیار مناسبی برای پرکردن این خلاء می باشد.

همچنین تا زمانی که دانشجویان انگیزه ای برای به کارگیری آموخته های خود نداشته باشند، آموزش در کلاسهای درس بیهوده خواهد بود. برای ایجاد چنین انگیزه هایی، دانشجویان باید به اتفاق استادان خود فعالانه با مسائل و مشکلات واقعی درستیز باشند. اگر استاد چنانکه گفته شد با روشهای کلیشه ای با موضوع برخورد کند، یا دانشجویان را در کشف آنچه پیشتر شناخته شده است، آموزش دهد، دانشجویان انگیزه کمتری برای تجزیه و تحلیل خواهند داشت، که خوشبختانه حس کنجکاوی و استعداد فطری آنان برای شناخت ناشناخته ها باعث می شود در صورت مساعد بودن شرایط یادگیری، به ریشه یابی مسائل اساسی و مشکلات کسب و کار بپردازند.

از دیگر امتیازات بزرگ درس سمپوزیوم، این است که دانشجویان با توجه به مطالب ارائه شده، می توانند نکات قوت و ضعف عملکرد خود را بشناسند و ارزیابی واقع بینانه ای از خود داشته باشند. اساتید این درس ذهن دانشجویان را بمباران اطلاعاتی نمی کنند و آنها را غرق در اطلاعات، به حال خود رها نمی نمایند. شرایط به گونه ای است که مخاطبین فرصت لازم را برای تعمق در یافته ها و تحلیل آموخته ها می یابند و می توانند به کشف توانایی هایشان بپردازند.

به جرات می توان گفت آنچه از طریق تجربه و انتقال آن توسط استاد درس سمپوزیوم آموخته می شود، در هیچ کلاس درسی آموزش داده نمی شود؛ تحت این شرایط دانشجویان متفکرانه، به سمت جست و جو وعمل کشیده می شوند.

کسب و کار پیچیدگی و سختی های خاص خود را دارد که درس های نظری بدون چاشنی درس سمپوزیوم نمی توانند دانشجویان را برای مقابله با مشکلات و چالش های آن مسلح و آماده نمایند. یادگیری سایر دروس نظری برای دانشجویان ضروری خواهد بود، اما مهمتر و اساسی تر از آن آشنایی با واقعیت های کسب و کار و مهارتهای لازم برای رویارویی با مشکلات آن است؛ نکات ریز و حساسی وجود دارد که فقط در عالم تجربه و عمل می توان آموخت.

به عقیدة من بزرگترین و مهمترین هدیة یک سیستم آموزشی به دانشجویان، آموزش مهارت تفکر و اندیشه زایشی، سیستمی و خلاق است که در این رابطه، بحث، گفتگو، نقد و بررسی در قالب درسی بنام «سمپوزیوم» بسیار مفید و موثر خواهد بود.

موضوع قابل توجه در ارائه درس سمپوزیوم که باید مورد دقت فراوان قرارگیرد، تفاوت مطالب ارائه شده از سوی اساتید و نظر های دانشجویان می باشد. در اینگونه فرایند های آموزشی، به مخاطبین کمک می شود که ساختارهای فکری خود را اصلاح یا تعویض نمایند؛ هرچند فرآیند اصلاحِ ساختارهای فکری کهنه و ایجاد ساختارهای جدید، ممکن است باعث سردرگمی دانشجویان شود، اما بیش از حد، ضروری به نظر می رسد؛ این شرایط در مواردی صادق است که اصلاحات پایدار و روبه تعادل باشد؛ در چنین وضعیتی دانشجویان در معرض کثرت روشهای جدید تفکر قرار می گیرند.

با وجود اینکه وضعیت عدم تعادل جدید می تواند دغدغه های تازه ای با خود به همراه بیاورد، اما تمام این موارد اجتناب ناپذیر و سرانجام به نفع دانشجویان خواهد بود. شاید رسالت آموزش از طریق سمپوزیوم، به وجود آوردن جو عدم تعادل است تا مخاطبین بدین وسیله فرآیندهای فکری خود را تعویض، اصلاح و باز سازی کنند.

اگرچه ممکن است تضادهای فکری متعددی بین اساتید و دانشجویان به وجود آید، اما انعطاف پذیری و پذیرا بودن دانشجویان کمک بسیار زیادی به فرآیند یادگیری می نماید. آنها در صورت پایبندی به پارادایم های ذهنی و روشهای تفکر سنتی، مشکل عدم تعادل را تجربه خواهند کرد؛ درمقابل عده ای از دانشجویان با این مشکل، بهتر از دیگران کنار می آیند که نقش اساتید در غلبه بر این محدودیت بسیار بزرگ می باشد.

البته مسألة عدم تعادل از جنبه های دیگر نیز قابل بررسی است؛ اساتید درس سمپوزیوم به دلیل اینکه نتایج مطلوبتری را به بار بیاورند، همواره مجبورند به ایجاد این تعادل ها توجه کنند. ارائه مطالب پیچیدة خارج از فهم و توان مخاطب و مطالب بی ربط، غیرکاربردی و سطح پایین، نه تنها موجب عدم کارآیی می شود، بلکه به صرف بیهوده وقت نیز می انجامد. شاید بتوان گفت یکی از راههایِ اساسی آموزشِ موفق به روش سمپوزیوم، ایجاد تعادل همزمان بین شیوه های قدیمی تفکر دانشجویان و شیوه های جدید می باشد.

متأسفانه گاهی اساتید درس سمپوزیوم بدون سازمان دادن به مطالب و بدون توجه به ظرفیت و کشش افراد، مباحث بی ربطی ارائه می دهند که از انسجام کافی برخوردار نیست. عدم آمادگی قبلی اساتید نیز باعث می شود دانشجویان کلاس درس را مفید ندانند و دست خالی آنرا ترک کنند.

بهتر است اساتید به جای درگیری بیش از حد با موارد پیچیده، توجه خود را به مفاهیم، مشکلات و روشها معطوف کنند و به بررسی راههایی برای سازماندهی مطالب ارائه شده و پاسخ به سؤالات مطروحه بپردازند؛ به عبارت دیگر اساتید برای ادارة بهتر کلاس و تاثیرگذاری هرچه بیشتر بر دانشجویان باید اساس و چهارچوب تجزیه و تحلیل را پی ریزی کنند. این بدان معناست که اساتید قبل از ارائه اطلاعات دست به سازماندهی آنها بزنند.

همچنین نظری بودن بیش از حد مطالب ارائه شده، می تواند نقطه ضعف بزرگی برای این درس باشد. به نظر می رسد به دلیل قالب و شکل درس سمپوزیوم و ماهیت آن، طرح مباحث صرف نظری و دورماندن از واقعیت های کاربردی، با رسالت و کارکرد حقیقی درس در تناقض باشد.

زمانی که دانشجویان نظم و انسجام را در کلام استاد مشاهده می کنند، احتمال بیشتری می رود که بتوانند این اطلاعات را بیاموزند و در عمل به کاربرند. عدم توجه به موارد عدیده و محدودیت های ذاتی درس سمپوزیوم و وارد شدن افراطی در مباحث نظری، باعث خواهد شد که دانشجویان بدون نتیجه گیری مشخص جلسه را ترک کنند. مطمئناً انتخاب متناسب اساتید و برگزاری جلساتِ توجیهی با آنها می تواند تا حد بسیار زیادی در کاستن این نقیصه مفید واقع شود.

اصولاً هر جلسه از درس سمپوزیوم باید با مسأله ای آغاز و به راه حلی مناسب ختم شود. آنچه اهمیت دارد و می تواند اثربخشی این اجتماع را افزایش دهد، طرح پرسشهای مربوط به موضوع و نقد و بررسی راه حلها بدون تعصب و پیشداوریست. فقدان چهارچوب مشخص و حدود و ثغور معین در مباحث ارائه شده، می تواند منجر به فداکردن اثربخشی واقعی در مقابل مسائل حاشیه ای گردد.

متأسفانه بعضاً اتفاق می افتد که بعضی از اساتید بیش از حد در عقاید خود پافشاری می کنند، به طوری که چهارچوب ها و کلیشه های فکری خود را مطلق می پندارند و تحت هیچ شرایطی از آنها عدول نمی کنند. این روش خلاف روش انعطاف پذیر و باز، از اثربخشی بسیار پایینی برخوردار است و از انگیزه و علاقه دانشجویان به شرکت در مباحث، طرح سؤال و اظهار نظر به مقدار قابل توجهی می کاهد.

اساتید باید به این امر توجه کنند که تعصبات می تواند فضای آزاد و پربار درس سمپوزیوم را تنگ و محدود نماید و از کشف نگرشهای متنوع که می تواند منجر به نتایج درخشانی شود جلوگیری کند.

هرچند نمی توان از روش یکنواخت و ثابتی برای ارائه مطالب برای این درس استفاده کرد، اما آنچه ضرورت دارد تدوین اسلوب و روش معین برای آن می باشد که لازم است توسط دست اندرکاران و سیاستگذاران آموزشی به صورت جدی اهتمام گردد.

اصولاً اساتید بر اساس چهارچوب ها و اسلوب هایی که قبلاً به آن اشاره شد، باید روشها یا دستورالعمل هایی را برای حل مسائل یا مقابله با چالشها ارائه دهند. آنها می توانند بر اساس تجربیات و تخصص های خود چگونگی حل مشکلات پیچیده و محافظت از خطرات بالقوه و بالفعل کسب و کار را معین نمایند. آنچه در چنین فضاهایی آموخته می شود از دوباره کاریهای پر هزینه به صورت موثری می کاهد و زمینه را برای افزایش اثربخشی و بهره وری در تمامی فعالیت های اقتصادی فراهم می نماید.

فراموش نکنیم روشهایی که اساتید و مدیران اجرایی در دوران کاری خود، چه از طریق تجربه و چه از طریق تحصیلات آکادمیک و حرفه ای می آموزند، با مرور زمان کارکرد خود را از دست می دهند و مهارتهای فراگرفته شده با ورود فن آوری های جدید رنگ می بازند.

کتب علمی قبل از اینکه به دست خوانندگان خود برسند، در مرحله چاپ، تازگی خود را از دست می دهند و همچنین افکار نو و ایده های جدید بدون اینکه امکان تحقق پیدا کنند، به بوته فراموشی سپرده می شوند. اساتید درس سمپوزیوم باید از فرصت مختصری که در اختیار دارند، حداکثر استفاده را بکنند و بر روی مهارتها و روشهایی متمرکز شوند که دانشجویان برای تحقق ایده هایشان بدان نیاز دارند.

شاید یکی از نقاط قوت آموزش از طریق برگزاری سمپوزیوم، توجه به ثمرة واقعی آموزش و فرآیند فکری است که از مطالعه یک رشته به وجود می آید، در حالی که آموزش از طریق جمع آوری اطلاعات و انتقال مستقیم آن به دانشجویان بدون ایجاد زمینه های کاربردی و عملی، ابتر و ناقص خواهد ماند.

در چنین شرایطی مراکز آموزشی بجای اینکه نقش مخزن اطلاعات را داشته باشند و از اساتید به عنوان ابزاری برای انتقال این اطلاعات استفاده شود، دانشجویان وادار به تفکر خلاق می شوند و مهارتهای خود را در تجزیه و تحلیل امور به روش سیستمی افزایش می دهند.

امروز پس از حدود 80 سال، اهمیت کلام آلفرد نورث وایتهد آشکار می شود که گفت:

" یادگیری دانشجویان بی فایده خواهد بود مگر اینکه آنها کتابهای خود را گم کنند، جزوات خود را بسوزانند و جزئیات ازبر شده را برای امتحان فراموش کنند."

 

Published Books